الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
390
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
سوى آنان شروع شد . « معاويه » در شام پرچم مخالفت را برافراشت و حاضر به پذيرش بيعت نبود و براى رويارويى با حضرت آمادهء جنگ مىشد . « على » ( ع ) به فرمانداران خود در سه شهر « كوفه » و « بصره » و « مصر » نامه نوشت تا نيروهاى جنگى خود را براى مقابله با « معاويه » اعزام دارند . در اين گير و دار « طلحه » و « زبير » به بهانهء سفر عمره ، راهى « مكّه » شدند و در « مكّه » « عايشه » را كه از بيعت با آن حضرت ناراضى بود با خويش همراه كردند و به عنوان هوادارى از خون عثمان به سمت « بصره » حركت نمودند . قراين به خوبى گواهى مىداد كه آنها نه در فكر خونخواهى « عثمان » بودند و نه دلسوزى براى اسلام ، زيرا قاتلان « عثمان » در « بصره » نبودند ، بعلاوه لازمهء هوادارى از « عثمان » مخالفت با امير مؤمنان ( ع ) نبود ، تازه « طلحه » خود از سران مبارزان بر ضدّ « عثمان » بود . روشن است كه هدف آنها از پيمانشكنى ( چون با على ( ع ) بيعت كرده بودند ) ، رسيدن به جاه و مقام بود . سرانجام اين دو ، همراه با « عايشه » در ماه ربيع الثّانى سال 36 ، شهر « بصره » را با نيرنگ تصرف كرده و با گمراه ساختن مردم « بصره » براى خود بيعت گرفتند و شكاف ديگرى در پيكر جامعهء اسلامى وارد ساختند . امير مؤمنان ( ع ) كه از اين امر به خوبى آگاه بود ، با همان لشكرى كه براى دفع توطئهء شاميان آماده كرده بود به سوى « بصره » حركت كرد و نامهاى به فرماندار « كوفه » « ابو موسى اشعرى » براى تقويت اين سپاه نوشت - گر چه ابو موسى به نداى امام پاسخ مثبت نداد ولى در نهايت حدود نه هزار نفر از « كوفه » به سوى امام حركت كردند - و در ماه « جمادى الاخرى » دو لشكر با هم روبرو شدند و به نقل « تاريخ يعقوبى » اين جنگ تنها چهار ساعت طول كشيد كه لشكر « طلحه » و « زبير » در هم شكست و از آن جا كه براى تحريك مردم « بصره » « عايشه » همسر